پرویز قوسی:گزارش عملیات های بریجستون و مقابله به مثل در جنگ نفتکشها

پرویز قوسی,نیروی دریایی سپاه پاسداران

انهدام کشتی ۴۵۰۰۰۰ هزار تنی حامل نفت عراق در پوشش سطحی و هوائی با کیفیتی که گفته شد، همه دنیا و حامیان صدام را حقیر و در سکوتی محض فرو برد، تا آن روز هیچکس باور نداشت قایقهای توپدار ایرانی قادر باشند تا این فاصله (۲۵۰کیلومتر) از ساحل خود دور شده عملیاتی موثر و کارا را به اجراء گذارند.توان و تعدد عملیات های مقابله به مثل انجام شده توسط قایقهای تندرو ایرانی در خلیج فارس علیه تانکر های نفتی بجای رسیده بود که هرگاه کشتی حامل نفت ما را مورد اصابت موشک قرار میدادند، در کوتاه ترین زمان ممکن چندین فروند کشتی حامل نفت عراق را با هر پرچمی در هم کوبیده و منهدم می نمودیم.

هیچ قدرتی در منطقه (به دلایلی که الان نمیتوان به آن اشاره داشت) قادر نبود با ما رو در رو شود، حتی ناوگان سوم ارتش امریکا گسترش یافته در خلیج فارس. به همین علت در تصمیم جمعی از صدام خواستند که منبعد هیچ تانکری از ایران را مورد هدف قرار نداده تا ایران نیز اقدام مشابه انجام ندهد.

تا چندی منطقه از آرامش نسبی برخودار بود، اما این تصور وجود داشت که این چنین نخواهد ماند. اخبار و اطلاعات حاصله از نشستهای پی در پی امریکایها مستقر در یکی از کشورهای ساحلی حوزه جنوبی خلیج فارس مبنی بر اینکه امریکا تصمیم دارد اقدام به حفاظت و تامین پوشش سطحی و هوائی کشتی های نفتکش حامل نفت عراق را بعهده بگیرد، به ما رسید.

دیری نگذشت که امریکا رسما به تمامی کشورها و کمپانی های نفتی خریدار نفت عراق اعلام داشت هر تانکر نفتکشی که با پرچم این کشور، نفت عراق را بارگیری و به قصد خروج از خلیج فارس حرکت کند، همه مسائل حفاظتی آن را بعهده گرفته و بشدت با هر مهاجمی برخورد قهر آمیز خواهد داشت.

با توجه به اقتدار کسب شده برای قایقهای تندرو ایرانی و نبود هیچ قدرتی منطقه ای در خلیج فارس جهت رو در رو قرار گرفتن با ما، برای من روشن بود که بالاخره امریکا قبول خطر کرده و جهت حل این معضل نظامی، سیاسی و اقتصادی خود به میدان خواهد آمد.

امریکا برای اطمینان دادن به صدام و کمپانی های طرف قرارداد نفت عراق، به مانند همیشه با تبلیغات گسترده و همه جانبه در جهت تامین اهداف و منافع خود، اسکورت تانکرهای حامل نفت عراق را در بوق و کرنا گذاشته و بر همین اساس شروع به مانورهای دریائی با هرآنچه در در منطقه داشت نمود.

ما نیز بر اساس ماموریت خود همچنان با حضوری مستمر و قوی از هر آنچه بدست آمده بود در تمامی خلیج فارس حراست و پاسداری می نمودیم و حاضر نبودیم به هیچ قیمت آن را از دست داده یا اینکه تحت هیچ شرایطی کم رنگ و کم اثر شود.

منطقه آبستن موضوعی بود که تاکنون آن را تجربه نکرده و دنیا خیره به خلیج فارس می نگریست تا ببیند امریکا جهت حل این معضل پیش روخود و صدام چه خواهد کرد.

امریکا در یک اقدام انفعالی و شتابزده ، کشتی سوپرتانکر پانصد هزارتنی بریجتون را در بندر فجیره کشور امارت متحد عربی با کلی تبلغیات جهانی و سروصدای گوش خراش مستقر و ازهمه بنگاه ها و خبرگزاری های دنیا آن روز جهت انعکاس خبرعزیمت این کشتی به خلیج فارس با پرچم امریکا، خبرنگار مستقر نمود.

خبرنگاران استقرار داده شده، خبرها را از روز اول بصورت آن لاین به دنیا مخابره نمودند و دنیای خبری آن روز را با اخبار دروغ و پر طمطراق به خصوص از اقتدار امریکا در خصوص مسئولیت حراست و اسکورت هوائی، دریائی ، سطحی و زیرسطحی به مردم دنیا القاء نمودند، همه باورشان شد در طول این عملیات گنجشک در هوا پرواز نخواهد کرد و اگر هم بدون اجازه ایشان پرواز کرد در بدو پرواز پودرخواهد شد.

بالاخره روز موعد فرا رسید و کشتی با اسکورت چندین رزمناو، هلی کوپترو پوشش هوائی هواپیماهای اف ۱۸به سوی خلیج فارس و ورود به تنگه آغازحرکت نمود.

از همان ابتدا اخبارعزیمت سوپر تانکربریجتون به تمامی دنیا بصورت آن لاین مخابره شد، هرعلاقمندی می توانست از مانیتور شخصی خود موضوع را که با سر وصدای بلند در دنیا منعکس شده بود، رصد نماید.

طرح عملیاتی انهدام این سوپر نفتکش که در اسکورت و پوشش هوائی، دریایی (سطحی) و زیر سطحی امریکا بود آن روز در محل تاکتیکی گروه های مقابله به مثل (قایقهای توپدار) بررسی و بر اساس طرح فوق گروه ها در قالب تیمهای چند فروندی در تمامی نقاط مهم خلیج فارس گسترش و مستقر شدند.

هر گروه موظف بود در منطقه مسئولیت خود بی امان بر کاروان تاخته و به هیچ قیمت نگذارد سوپرنفتکش بریجتون ادامه مسیردهد حتی به قیمت جان، اهمیت این موضوع به تمامی نیروها حتی عناصر جزء هم تفهیم شده بود و هیچکس در اکیپ های عملیاتی وجود نداشت که خطر و اهمیت این مهم را نداند.

اولین گروه مستقر در تنگه هرمز کشتی را با تمامی پوشش تعریف شده، روئیت و به مرکز فرماندهی و هدایت عملیات گزارش نمود ودر پی آن اعلام داشت: قادر است بدون درنگ برابر تاکتیک و طرح خود به کاروان تاخته و عملیات را آغاز نماید.

به دلایلی که الان نمی توان به آن اشاره داشت از انجام عمل گروه فوق ممانعت بعمل آمده و تاکید شد که اجازه دهید ادامه مسیر داده و به خلیج فارس وارد شوند.

کاروان با ساز و برگ خود به خلیج فارس وارد و به سمت بندر …کشور… ترانزیت نمود، آن روز من مسئولیت محور میانی خلیج فارس حد فاصل راس المطاف تا جزیزه لاوان را با چندین گروه عملیاتی زبده و کار کشته بر عهده داشتم. این توان را در خود و گروه های تحت امر می دیدم که کاروان و کشتی مورد نظر قادر نخواهد بود از منطقه ما عبور کرده و با یک درگیری تمام عیار، به یقین تاریخ جنگ در دریا را جوری رقم خواهیم زد که هیچگاه از خاطره ها فراموش نخواهد شد.

با توجه به توانمندی و تجربه گروه (محور میانی خلیج فارس) در طرح ریزی عملیات به ما دو ماموریت جدا از هم واگذار گردید.

ماموریت اول: به محض وارد شدن کشتی بریجتون به منطقه مسئولیت، با قایقهای توپدار، براو تاخته و آنرا منهدم نموده و در راستای این مهم با هر ناواسکورت کننده که قصد دخالت داشت برخورد جدی گردد.

ماموریت دوم : کانالیزه کردن کاروان، بصورتی که به منطقه مورد نظر سوق داده شده و درموقعیتی قرار گیرند که گروه (شهید) نادر مهدوی در محل آماده انجام عملیات به سبک و تاکتیکی دیگر بود.

با ورود کاروان به منطقه تحت مسئولیت (محور میانی) آمادگی هجوم گروه های تحت مسئولیتم را به مرکز فرماندهی عملیات اعلام داشته و اطمینان دادم که در کوتاه ترین زمان ممکن کشتی را در موقعیت اسکورت منهدم خواهیم نمود، دور از انتظار نبود با هجوم به کشتی و کاروان و رودررو شدن با چندین رزمناو امریکائی ، تلفاتی از حیث نیرو و تجهیزات بر ما تحمیل گردد، با علم به این مهم مترصد صدور مجوز از سوی قرارگاه فرماندهی عملیات بودیم تا بی امان و بدون هیچ وقفه به کشتی بریجتون و کاروان هجوم ببریم.

کشتی و ناوهای اسکورت کننده ما را به چشم غیر مسلح از زمان ورود به خلیج فارس دیده و پی به هدف و نیت مان برده بودند و ما نیز از اینکه آنها این را می دانند، نه ابایی داشتیم و نه قصد پوشش و کتمان، برعکس به جهت کانالیزه کردن کاروان حضور و قدرت خود را مخصوصا به رخ کشیده و با گرفتن آرایش جنگی و ژست حمله آنها را به سمت هدف و ماموریت دوم خود سوق می دادیم.

کشتی بریجتون با اسکورت کامل به منطقه (شهید) نادر مهدوی وارد و دقیقا در محلی قرار گرفت که ایشان با گروه زبده خود انتظار ان را داشت، نادر با کسب اجازه از قرارگاه فرماندهی بدون درنگ بر کاروان تاخت و با نفوذ دردل رینگ دفاعی رزمناوهای گسترش یافته و در دید همگان بخصوص خبرنگاران مستقر بر کشتی، آن را آماج موشک های خود قرار داده و توانست جوری هدف را در هم کوبد که دیگر قادر به ادامه مسیر نباشد.

حرکت کشتی سوپرتانکر بریجتون به سوی خلیج فارس با اسکورت امریکا

انهدام کشتی ۴۵۰۰۰۰ هزار تنی حامل نفت عراق در پوشش سطحی و هوائی با کیفیتی که گفته شد، همه دنیا و حامیان صدام را حقیر و در سکوتی محض فرو برد، تا آن روز هیچکس باور نداشت قایقهای توپدار ایرانی قادر باشند تا این فاصله (۲۵۰کیلومتر) از ساحل خود دور شده عملیاتی موثر و کارا را به اجراء گذارند.

توان و تعدد عملیات های مقابله به مثل انجام شده توسط قایقهای تندرو ایرانی در خلیج فارس علیه تانکر های نفتی بجای رسیده بود که هرگاه کشتی حامل نفت ما را مورد اصابت موشک قرار میدادند، در کوتاه ترین زمان ممکن چندین فروند کشتی حامل نفت عراق را با هر پرچمی در هم کوبیده و منهدم می نمودیم.

هیچ قدرتی در منطقه (به دلایلی که الان نمیتوان به آن اشاره داشت) قادر نبود با ما رو در رو شود، حتی ناوگان سوم ارتش امریکا گسترش یافته در خلیج فارس. به همین علت در تصمیم جمعی از صدام خواستند که منبعد هیچ تانکری از ایران را مورد هدف قرار نداده تا ایران نیز اقدام مشابه انجام ندهد.

تا چندی منطقه از آرامش نسبی برخودار بود، اما این تصور وجود داشت که این چنین نخواهد ماند. اخبار و اطلاعات حاصله از نشستهای پی در پی امریکایها مستقر در یکی از کشورهای ساحلی حوزه جنوبی خلیج فارس مبنی بر اینکه امریکا تصمیم دارد اقدام به حفاظت و تامین پوشش سطحی و هوائی کشتی های نفتکش حامل نفت عراق را بعهده بگیرد، به ما رسید.

دیری نگذشت که امریکا رسما به تمامی کشورها و کمپانی های نفتی خریدار نفت عراق اعلام داشت هر تانکر نفتکشی که با پرچم این کشور، نفت عراق را بارگیری و به قصد خروج از خلیج فارس حرکت کند، همه مسائل حفاظتی آن را بعهده گرفته و بشدت با هر مهاجمی برخورد قهر آمیز خواهد داشت.

با توجه به اقتدار کسب شده برای قایقهای تندرو ایرانی و نبود هیچ قدرتی منطقه ای در خلیج فارس جهت رو در رو قرار گرفتن با ما، برای من روشن بود که بالاخره امریکا قبول خطر کرده و جهت حل این معضل نظامی، سیاسی و اقتصادی خود به میدان خواهد آمد.

امریکا برای اطمینان دادن به صدام و کمپانی های طرف قرارداد نفت عراق، به مانند همیشه با تبلیغات گسترده و همه جانبه در جهت تامین اهداف و منافع خود، اسکورت تانکرهای حامل نفت عراق را در بوق و کرنا گذاشته و بر همین اساس شروع به مانورهای دریائی با هرآنچه در در منطقه داشت نمود.

ما نیز بر اساس ماموریت خود همچنان با حضوری مستمر و قوی از هر آنچه بدست آمده بود در تمامی خلیج فارس حراست و پاسداری می نمودیم و حاضر نبودیم به هیچ قیمت آن را از دست داده یا اینکه تحت هیچ شرایطی کم رنگ و کم اثر شود.

منطقه آبستن موضوعی بود که تاکنون آن را تجربه نکرده و دنیا خیره به خلیج فارس می نگریست تا ببیند امریکا جهت حل این معضل پیش روخود و صدام چه خواهد کرد.

امریکا در یک اقدام انفعالی و شتابزده ، کشتی سوپرتانکر پانصد هزارتنی بریجتون را در بندر فجیره کشور امارت متحد عربی با کلی تبلغیات جهانی و سروصدای گوش خراش مستقر و ازهمه بنگاه ها و خبرگزاری های دنیا آن روز جهت انعکاس خبرعزیمت این کشتی به خلیج فارس با پرچم امریکا، خبرنگار مستقر نمود.

خبرنگاران استقرار داده شده، خبرها را از روز اول بصورت آن لاین به دنیا مخابره نمودند و دنیای خبری آن روز را با اخبار دروغ و پر طمطراق به خصوص از اقتدار امریکا در خصوص مسئولیت حراست و اسکورت هوائی، دریائی ، سطحی و زیرسطحی به مردم دنیا القاء نمودند، همه باورشان شد در طول این عملیات گنجشک در هوا پرواز نخواهد کرد و اگر هم بدون اجازه ایشان پرواز کرد در بدو پرواز پودرخواهد شد.

بالاخره روز موعد فرا رسید و کشتی با اسکورت چندین رزمناو، هلی کوپترو پوشش هوائی هواپیماهای اف ۱۸به سوی خلیج فارس و ورود به تنگه آغازحرکت نمود.

رودرو با رزمناوی که وظیفه اسکورت کشتی نفتی عراق را داشت

با استقرار در کانال ورودی بندر… کشور … و اعلام این حضور مقتدرانه بر روی کانال ۱۶ بین المللی، ناوگان کشورهای بیگانه مستقر در منطقه را نسبت به حضور قایقهای جنگی تندرو ایران در آبهای ساحلی کشور… حساس نموده و مخصوصا به رخ همه قدرت ها و کشوری می کشیدیم که بعد از استمداد صدام در اسکورت کشتی های نفتکش بیشترین تبلیغ و تعهد را جهت نیل به این هدف با مانورهای سیاسی و نظامی در دنیا سر و صدای ایجاد کرده بود.

هیچ تحلیل گر و آگاه به مسائل نظامی و سیاسی بخصوص دریائی باورش نمی شد در فاصله ۲۵۰ کیلومتر از ساحل، ۵ فروند قایق تندرو ایرانی بدون هیچ پشتیبانی هوائی و سطحی قادر باشند مدخل ورودی و خروجی ترمینال نفتی یک کشور را بسته و اعلام حضور نموده و بی محابا آرایش جنگی گیرند.

از دید مادی موضوع حضور ما به فاصله ۲۵۰ کیلومتر از ساحل ایران آن هم بدون اتکاء به هیچ نیروی پشتیبانی کننده (هوائی و سطحی) جهت انجام و اجرای عملیاتی موثر و کارا قابل توجیه نبود و در یک معادله سر انگشتی به محض درگیر شدن با رزمناو جنگی در کوتاه ترین زمان ممکن در قعر دریا جای می گرفتیم، اما وقتی از دید معنوی به موضوع نگاه می شد پی به قدرت این گروه مصمم در جهت عمل به وظیفه ای می نمود که بزرگی ملت ایران عزیز را در ذهن متبادر می ساخت .

هنوز تانکر حامل نفت عراق فاصله زیادی تا ما داشت که اولین اخطار با سه زبان لاتین، فارسی و عربی بر روی کانال ۱۶ بین المللی دریافت کردیم، در این اخطار اعلام شد که تنها نیم ساعت فرصت دارید ضمن عذرخواهی از بستن کانال ورودی و خروجی ترمینال نفتی، منطقه را ترک نموده ، در غیر اینصورت پس ازمدت تعیین شده با قدرت تمام با شما برخورد قهر آمیز خواهد شد.

مکالمه من با رزمناو اخطار دهنده

من: من فرمانده گروه قایقهای جنگی ایرانی هستم شمائی که الان به ما اخطار دادی. خودتو معرفی کن .

رزمناو: من فرمانده رزمناو اسکورت کننده کشتی نفتکشی هستم که شما قصد هجوم و انهدام آن دارید. اخطار من جدیست، فرصت و زمان اعلام شده جهت ترک منطقه تمدید نخواهد شد.

من : ما با هیچ کشوری جز عراق در جنگ نیستیم و اگر شما رزمناو عراقی نیستی که حتما نیستی، چرا به ما اخطار جنگی دادید، لطفا ملیت خود را اعلام کنید.

رزمناو: ملیت من …می باشد، ماموریت و مسئولیت اسکورت موتور تانکری را دارم که حامل نفت کشور دوست و برادر عراق است و چون شما قصد هجوم به آن دارید، ابتدا به شما اخطار جنگی دادم و مطمئن باشید اجازه دارم که به محض پایان فرصت تعیین شده با شدت و قدرت تمام با شما برخورد کنم.

من: ما برای تفریح و ماهیگیری اینجا نیامده ایم و دقیقا ماموریت و هدف مان همان میباشد که تو گفتی و اما قصد درگیر شدن با شما را نداریم ولی اگر همین الان کنار نروید و مانع عمل ما شوید، من ماموریت دارم با هر مقاومتی برخورد جدی و خورد کننده نموده و باور کن که ۲۵۰ کیلومتر ازساحل خود به اینجا نیامده ایم که با تهدید شما باز گردیم…

بعد از اخطارجدی به رزمناو اسکورت کننده تانکر حامل نفت عراق، دستور آرایش جنگی به هر پنج فروند قایق صادر نمودم و بنا شد من با سه فروند از پنج فروند به رزمناو حمله برده و دو فروند دیگر به فرماندهی ناصر دهقان که در آن عملیات معاون من بود، تانکر حامل ۴۵۰۰۰۰ هزار تن نفت عراق حمله برده و منهدم نماید.

به سمت تهدید و هدف آرایش جنگی گرفته و با سرعت تمام به پیش تاختیم و با علم به اینکه هر پنج قایق توپدار شانس کمی برای برگشت داریم به آبهای سرزمینی کشور… به منظور تحقق این مهم نفوذ کرده و طولی نکشید که هر دو هدف روئیت شد، تا آنوقع هر پنچ فروند در یک آرایش خاص با هم بودیم ، اما بعد از این هر دو تیم رزمی از هم زاویه گرفته و بسوی اهداف یورش بردیم.

ناصر دهقان با دو فروند قایق توپدار زودتر از ما به هدف رسید و به محض در برد قرار گرفتن تانکر نفتکش، درگیری را آغاز و کشتی را با موشک های پی در پی مورد هدف قرار داد. دود و آتش حاصله از این هجوم مردانه همه کشتی را فرا گرفت و طولی نکشید که آسمان منطقه کدر و شناور را منهدم نمود.

من با سه فروند قایق همچنان با سرعت تمام تا رسیدن به هدف (رزمناو) و درگیر شدن به پیش میرفتیم که مجددا توسط فرمانده ناو (البته این بار با لعنی ملایم همراه با خواهش) مورد خطاب قرار گرفته و اعلام داشت که خونسردی خود را حفظ کرده و اجازه دهید من بسمت راست گردش کرده و منطقه را ترک کنم.

در آن موقعیت اجازه خروج به ناو ندادم و اعلام داشتم تا کسب تکلیف بدون تحرک و در وضعیت غیر عملیاتی در پوزیشن (موقعیت) خود باقی بماند.

ناو با آن عظمت مثل بره بلحاظ عدم شجاعت، کفایت، توانمندی و… پرسنل سازمان یافته در آن خوار و ذلیل در دست ما شاهد ویران شدن کشتی بود که مسئولیت اسکورت آن را تا خروج از تنگه هرمز بعهده داشت، حال اینکه به لحاظ عظمی راسخ، مصصم و شجاعتی وصف نشدنی از مردان ایران زمین در آبهای سرزمینی کشور خودش هم عاجز مانور سیاسی و نظامی بود که دنیا به آن چشم دوخته بود.

چون کشور … مستقیما با ایران وارد جنگ نشده بود، از مرکز فرماندهی عملیات های دریائی اجازه خروج از منطقه صادر گردید و این تصمیم از سوی ما به فرمانده ناو ابلاغ و ناو مسرور از مجوز فوق، با تمام سرعت منطقه را ترک نمود.

رزمندگان بوشهری ، آماده برای حمله در عمق ۲۵۰ کیلومتری خلیج فارس

واکنش و عکس العمل دنیا و قدرت های بیگانه و به خصوص برخی از کشورهای عرب حوزه جنوبی خلیج فارس حامی و طرفدار صدام، بزرگی کار و تاثیر ژرف آن را بر معادلات اقتصادی، سیاسی و بخصوص نظامی را به نفع ما در خلیج فارس به یکباره رقم زد.

بخشی ازبحث و تحلیل های بنگاه های خبری دنیا حول همین موضوع بود و همه مصصم بودند به دنیا القا نمایند، این نیروی واکنش سریع (قایق های تندرو ایران) بزودی توسط قدرت عظیم گسترش یافته موجود در خلیح فارس مورد هجوم قهر آمیز قرار گرفته و نابود خواهد شد و درپی آن قیمت نفت که ثبات خود را از دست داده و گران شده بود کاهش و خلیج فارس برای صدور نقت عراق مجددا ایمن خواهد شد.

به چند علت که من فقط به دو مورد آن به لحاظ مسائل امنیتی اشاره می کنم ، نیروی دریائی سپاه تصمیم گرفت تعداد گروه های مقابله به مثل (قایق های تندرو) را افزایش داده و از شمالی ترین نقطه در خلیج فارس تا تنگه هرمز گسترش و جهت مانع شدن از صدور نفت عراق مستقر سازد .

۱- کم نمودن هزینه برخورد فیزیکی با گروه ما و از بین رفتن این گروه کارا و مبتکر و صاحب طرح.

۲-  بر اساس اخبار و اطلاعات واصله همه کشورها می توانستند نفت خود را از طریق خلیج فارس به بازار جهانی منتقل کنند بجز ایران.

برای عملی نمودن این مهم به دو شکل قرار بود عمل شود:

الف- شدت بیشتر حملات هوائی عراق و وارد عمل کردن نیروی دریائی و هوائی برخی از کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس.

ب- در صورت عدم توانائی نیروی ذکر شده در بند الف، ناوگان بیگانه مستقر در منطقه به کمک آمده و برخورد قهر آمیز و نابود کننده به اجراء گذارند.

پ- در صورت عدم موفقیت در هر دو بند، خود امریکا بطور مستقیم و علنی وارد محرکه شده و برخورد نماید .

بلافاصله و بدون فوت وقت همه مناطق دریائی سپاه اعم از منطقه یکم بندر عباس ، دوم بوشهر و سوم ماهشهر با الگو برداری و توجیه نسبت به نوع عمل با توجه به تجربیات گروه ما، با امکانات مشابه و نیروی کیفی خلیج فارس را برای تحقق این موضوع که اگر قرار است نفت ما به بازاز جهانی راه پیدا نکند، پس هیچکس و هیچ کشوری حق این را ندارد، مستقر و آماده رزم گردیدند.

بیش از۳۰ گروه نقاط مختلف و حیاتی را در طول خلیج فارس برای تحقق این موضوع اشغال و تصرف نمودند. بدون اغراق از آن روز به بعد هیچ شناوری بدون قبول خطر و امکان انهدام در صورت هجوم قایقهای تندور ایران در گستره آبهای گرم خلیج همیشه فارس معصون نبود.

آن روز شعارهمه مردان ممصم این مرز و بوم این بود که اگر قرار است خلیج فارس ازسوی قدرتهای بیگانه برای ایران ناامن و صدور نفت ما را مانع شوند، ما آن را برای همه ناامن و اجازه صدور یک قطره نفت با هدیه کردن خون خود نخواهیم داد.

اجرای مانور برخورد با قایق های تندرو ایران

به محض گسترش گروه های مقابله به مثل، امریکایهای مستقر در خلیج فارس، هدف و نیت ما را به عراق اطلاع دادند. در پی آن عراق از برخی کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس خواست به منظور انتقال نفت کشتیهای حامل نفت خود با استفاده از ناوگان جنگی پوشش سطحی، هوائی و حتی زیر سطحی تا عبور از تنگه هرمز او را یاری داده تا از حیث نظامی، سیاسی و اقتصادی دچار مشکل نگردد.

در این راستا برخی از شیوخ خام حاکم بر کشورهای فوق قول همکاری و حمایت جدی خود را با تبلیغات گوش خراش به صدام و دنیا اعلام داشتند و جهت تحقق این امر بلافاصله اقدام به مانورهای سیاسی و نظامی در آبهای داخلی و بین المللی با هر آن چه که در اختیار داشتند کردند و حتی مانور مشترکی دریائی را برگزار و سناریو این مانور را برخورد با قایقهای تندرو ایران بصورت شماتیک اجراء نمودند.

من بطورغیر محسوس و در پوشش، در مانور فوق حضور داشته و تمامی رفتار، نقاط قوت و ضعف آنها را بررسی و در گزارشی مشروح با توجه به مقدورات و توانائی گروههای خودی به فرمانده نیروی دریایی سپاه، آقای اعلائی اعلام نمودم و به وی به صراحت و قوت قلب اطمینان دادم که هیچکدام از یگانهای شرکت کننده از کشورهای مختلف در حدی نخواهند بود که قادر باشند جلو عزم راسخ بچه های ما ایستادگی کرده و مانع شوند که ما بتوانیم بر علیه اهداف عراق، هجوم کرده و آنها را منهدم نماییم.

آماده برای حمله در عمق ۲۵۰ کیلومتری خلیج فارس

عراق پس از آن مانورها، مطمئن از اسکورت کشتی های نفتکش خود در بندر… کشور … مبادرت به بارگیری ۴۵۰ هزار تن نفت نمود و بلافاصله جوری مانور تبلیغاتی خود را آغاز نمود که تمامی توجه دنیا را بخود معطوف ساخت، هدف این بود که ایران منبعد قادر نخواهد بود مانع صدور نفت عراق شود.

من گروه خود را بار دیگر جمع نموده و حساسیت موضوع را متذکر و ازبین همه ۱۵ نفر را که تا آن روز بطور کامل به روحیاتشان درحین رزم آشنا شده بودم انتخاب نموده و آماده حرکت بنا بدستور شدیم .

روز و ساعت حرکت کشتی اعلام شد، ما که مترصد این مهم بودیم با ۵ فروند قایق تندرو البته این بار با کمی تغییر سلاح به جهت برخورد و درگیر شدن با ناو جنگی کشور… که بنا داشت کشتی حامل نفت عراق را با کبکبه تا خروج از خلیح فارس و عبور از تنگه هرمز اسکورت نماید تجهیز نموده و به سوی میدان نبرد تاخته و بعد از طی نمودن ۲۵۰ کیلومتر در مدخل ورودی آن بندر بصورت پیدا و محسوس مستقر و خود را به رخ همه کشیده و بی محابا بر روی کانال ۱۶ بین الملی دستگاه بیسیم V.H.F اعلام داشتیم ، ما شناور جنگی ایران هستیم و هیچ شناوری بدون کسب اجاره حق ورود به رینگ (محدوده حفاظتی) ما را ندارد با اعلام این وضعیت ماجرا و داستان در منطقه اوج گرفت…

حمایت بی دریغ رفسنجانی فرمانده جنگ، از رزمندگان بوشهری در خلیج فارس

وضعیت ناوبری و تردد در خلیج فارس به گونه ای بود که حرکت و مانور را برای کشتی های غول پیکر اقیانوس پیما با تناژ بالا (حامل نفت) محدود ساخته و در برخی جاها آنها را کانالیزه و مجبور می ساخت در فرم و قاعده خاصی که مورد علاقه ما برای هجوم و انهدام بود، ترانزیت و عبور نمایند.

همانطور که قبل ازاین عرض شد، من در جلسه تجزیه و تحلیل عملیات انهدام یک فروند کشتی نفتکش، به فرمانده کل جنگ آقای رفسنجانی و کارشناسان ارشد فرماندهی کل قوا با یک محاسبه اصولی و دقیقا کارشناسی و نه احساسی، قول دادم ظرف کمتر از یکماه ۵ کشتی حامل نفت عراق را ویران ساخته و بر ترافیک لاین (مسیر تردد) تسلط خود را اثبات نموده و بعنوان یک نیروی کارا و پرقدرت خود را به رخ دنیا بکشیم.

هدف خیلی بزرگ بود و تا آن روز نه فقط دنیا و عراق ، در کشور هم ما را به حساب نمی آوردند و برای این هدف برزگ، کوچک می دیدند. اما حمایت بی دریغ آقای رفسنجانی فرمانده جنگ، آقای رضائی فرمانده کل سپاه و آقای علائی فرمانده نیروی دریائی سپاه ما را برای نیل به این هدف استراتژیک ترغیب نموده و مصمم می ساخت که با رشادت و از خود گذشتگی این مهم را با رادمردانی عملی و اجرای نمائیم که تا آن روز به چشم مردم شهر، کوچه و محله خود هم نمی آمدند.

با توجه به کوتاه بودن زمان، بلافاصله با مردان خود در ۵ نقطه مهم ازشمالی ترین تا جنوبی ترین نقطه در خلیج فارس مستقر شده و با تمرکز در فرماندهی و هدایت گروه های تحت مسئولیت، چنان آماده هجوم و در هم شکستن اقتدار و قدرت پر طمطراق ناوگانی بودیم که تکنولوژی بکار گرفته شده در آن برای سال ۲۰۲۰ تعریف شده بود.

دیری نگذشت که اولین کشتی با ظرفیت کامل بالغ بر ۳۵۰۰۰۰ هزار تن از بندر… کشور … که حامل نفت عراق بود و پس از بارگیری قصد خروج از خلیج فارس در آبهای بین المللی را داشت، مورد تهاجم قرار داده و چنان ویران نمودیم که قطره ای از آن به مخازن عراق برنگشت.

اطلاعات واصله از پایگاههای اطلاعاتی خودی گسترش یافته در منطقه به ما این را می گفت، کشتی های متعددی در بندر … کشور … عربی حوزه جنوبی خلیج فارس نفت عراق را بارگیری و در حال حرکت بقصد عبور از تنگه هرمز هستند، پس می باست به هر قیمت شده حتی با گذشتن از جان همه را در هم کوبیده و صیانت ایران و اقتدار رزمندگان ایرانی را در خلیج فارس به رخ دنیا کشید.

عراق همچنان بی محابا جزیره خارک، تانکر های نفتکش غول پیکر و کلیه تاسیسات نفتی ما را مورد تاخت و تاز قرار داده و با برتری نسبی هوائی، بر شدت آن روز به روز می افزود.

من انتظار داشتم بعد ازمورد اصابت قرار گرفتن نقتکش دوم، حداقل از شدت حملات هوائی عراق بر علیه هدف های دریائی بخصوص کشتی های نفتکش کاسته شود، اما این طور بنظر نمی رسید و این مشکل بدجور افکار من را بخود معطوف ساخته بود.

زمان برای اجرای نمودن تعهد اخلاقی من (انهدام ۵ کشتی نفتکش) مثل باد سپری می شد و اگر به هر دلیل عملی نمی گشت با چالشی جدی توسط کسانی روبرو می شدیم که از روز اول ساز مخالف زده و ما را جوان تر از آن می دیدند که در این عرصه اثر گذار بوده و بتوانیم مشکل به این بزرگی را که تا آن روز همه آنها را مستاصل و ناامید نموده بود را توسط مردانی ناشناخته و با امکانات و سلاح های که قابل تصور نبوده در مقیاس جهانی، مرتفع سازیم.

حضور مستمر، مصمم و شجاعانه گروه رزمندگان بوشهر در آبراه بین المللی در کنار ناوگان پر طمطراق قدرت های نظامی مستقر و گسترش یافته در خلیج فارس (امریکا، شوروی، انگلیس، ایتالیا، فرانسه و تمامی کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس) نشان از عظمی راسخ جهت رسیدن به این مهم داشت و این نقطه قوت ما بود.

پایگاه های اطلاعاتی خودی مستقر در منطقه خبر از خروج نفتکش های حامل نفت عراق یکی پس از دیگری را به ما داد، ما نیز که ازهر حیث آماده و مترصد این فرصت بودیم به محض در برد قرار گرفتن، بی محابا بر آنها تاخته و چنان در هم کوبیده و منهدم نمودیم که تا مدتها آسمان آبی حوزه جنوب خلیج فارس ابری از دود و آتش فرا گرفته بود.

اثر این عملیات کار ساز و متحیر کننده کارشناسان خارجی و داخلی را بفکری عمیق فرو برد و دنیا را به واکنشی جدی وادار ساخت. موضوع بحث بنگاه های خبری دنیا تا قبل از این، این شده بود که قدرت نظامی ناوگان استقرار یافته در خلیح فارس را طوری به دنیا با آب وتاب معرفی کرده بودند که مگس هم حق پرواز بدون کسب اجازه آنان را نداشت.

از امروز قصه و داستان خلیج فارس جوری دیگر رقم خواهد خورد، اگر تا آن روز ما را کسی نمی دید و بحساب نمی آورد از الان به بعد ناچار به محاسبه این قدرت بود و می بایست ملاحظاتی فوق العاده و جدی در دستور کار خود قرار داده و برنامه ریزی نمایند.

بلافاصله در کشور هم با ما جوری دیگر رفتار شد، همه ما را بعنوان یک نیروی کارا در مقیاس جهانی باور کرده و خیلی ها که تا آن روز سلام ما را بسختی و با تکبر جواب می دادند، از ماشین و محافظ خود جدا شده و ما را در آغوش بی مهر خود می گرفتند.

روزی که داستان خلیج فارس برای امریکا جور دیگری رقم خورد

به محض ابلاغ طرح و دستور شروع عملیات مقابله به مثل بر روی تانکر های حامل انتقال نفت عراق، به آبهای بین المللی و خطوط کشتی رانی نفود کرده و در ۵ نقطه مهم خلیج فارس گسترش و آماده هجوم شدیم .

از ایستگاه اطلاعاتی خودی استقرار یافته در خلیج فارس به ما اطلاع داده شده که تانکر نفتکش با پرچم کشور… در بندر و پایانه نفتی کشور… نفت عراق را به مقدار ۴۵۰۰۰۰ تن بارگیری و به سمت تنگه هرمز و خروج از خلیج فارس حرکت نموده است، درادامه این گزارش آمده بود که این تانکر در ساعت ۲ بعدازظهر از منطقه عمل و مسئولیت شما عبور خواهد کرد.

ضمنا در این گزارش تاکید شده بود که به هیچ دلیل نبایست کشتی فوق از منطقه شما عبور کرده و خلیج فارس را ترک نماید، لذا به محض روئیت بر آن تاخته و با قدرت تمام آنرا منهدم نمائید.

همه چیز برای انجام یک عمل موثر و کارا مهیا بود، اما این احتمال وجود داشت که بلافاصله بعد از هجوم به کشتی، توسط ناو شکن و هواپیماهای امریکائی مستقر در منطقه مورد هجوم قرار گرفته و بمباران شویم. با توجه به درصد بالای این تهدید، ما برای برخورد با هرگونه هجوم سطحی و هوائی در طرح عملیاتی خود برنامه داشتیم و اگر امریکا جرئت یورش به ما را پیدا میکرد، بدون اغراق با برخورد جدی ما مواجه می شد.

سیاهی کشتی از فاصله ۱۰ مایلی در موعد مقرر هویدا شد، گروه عملیاتی در کوتاه ترین زمان ممکن آماده حمله گردید و همین که کشتی در محل مورد نظر قرار گرفت، بر آن تاخته و با شدت هر چه تمامتر مورد هدف ۹۰ راکت سلاح مهیب خود قرار داده و طوری آنرا منهدم نمودیم که کشتی با آن طول و عرض در دود و آتش ناپدید شد.

این عمل موثر و استراتژیک، دنیای استکبار بخصوص امریکا و عراق را در خود فرو و مبهوت ساخت. تا آن روز دنیا و امریکا برای قدرت نظامی ما در دریا اهمیتی قائل نبود، حال اینکه امروز شاهد این بودند که رزمندگان ایرانی زیر گوش ناوها، ناوشکن ها و آن همه سلاح و تجهیزات مدرن گسترش یافته در خلیج فارس، حماسه ایجاد کرده و قدرت نظامی پر طمطراق امریکا و همه کشورهای حامی جنگ عراق را در خلیج فارس به چالش کشیده و صورت در صورت خود می دید.

از امروز قصه و داستان خلیج فارس برای رویای امریکا جوری دیگر رقم خواهد خورد و شما مخاطبان من خواهید دید که چگونه صیانت و اقتدار ایران را در پهنه خلیج همیشه فارس توسط رزمندگان بار دیگر به اثبات رسید .

انجام عملیات مقابله به مثل بر علیه کشتی نفتکش حامل نفت عراق، چنان کوبنده و سریع انجام شد که هیچیک از قدرت های مستقر در منطقه عکس العملی را نتوانستند علیه ما انجام دهند و اگر هم قصد درگیر شدن داشتند ما کسی نبودیم که میدان را خالی کرده، بطور قطع با واکنشی سخت و قدرت خرد کننده ما مواجه می شدند.

در خصوص عملیات فوق دردنیا عکس العمل های مختلفی انعکاس یافت و همه متفق بودند که موضوع درقدرت نظامی ایران نبوده و کاملا اتفافی و برای یکبار انجام شده است.

نه تنها دنیا بلکه در خود کشور هم با عملیات و تکرار آن با دیده تردید می نگریستند و صراحتا در جلسه تجزیه و تحلیل آن نزد فرمانده هان ارشد جنگ و خود آقای هاشمی رفسنجانی، امکان مجدد آن را رد کرده و تکرار آن را با برخوردی قهر آمیز و بسیار شکننده از سوی قدرت های مستقر در خلیج فارس و منطقه متصور دانسته و راهکاری را پیشنهاد می کردند که با توجه به تحریم های اعمال شده از سوی برخی از کشورها در رابطه با خرید سلاح، امکان پذیربود و عملی نبود، علاوه بر آن هزینه گزافی را بدون هیج دلیل منطقی بر کشور تحمیل می نمود .

به جهت نشان دادن این قدرت تاکتیکی و موثر به دنیا و تحلیل گران داخلی که همه آنرا اتفاقی می دانستند، من به همه در همان جلسه قول دادم که ظرف کمتر از یکماه ۵ کشتی تانکر حامل نفت کشور عراق را در هم کوبیده و بر ترافیک لاین (مسیر رفت و آمد) تسلط یافته و صدور نفت عراق را با مشکل جدی مواجه خواهیم نمود.

من در آن جلسه برای گروه، سازمان و مملکت تعهدی ایجاد کرده بودم که عملی نشدن آن خسارت جبران ناپذیری را بر مملکت ایجاد و در بعد سیاسی و نظامی همه را دچار مشکل می ساخت.

در یک نشست بسیار صمیمی با گروه خود هم قسم شدیم این هدف را عملی و اجرای نمائیم.

طرح بوشهری ها برای تعیین سرنوشت جنگ در خلیج فارس

هواپیماهای جنگنده بمب افکن عراق با استفاده از پوشش رادار پرنده ای آواکس و ناوشکن های متعدد امریکا مستقر در منطقه و نیز استفاده موثر از آسمان کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس، مبادرت به حملات پی در پی به جزیره خارک و تمامی میادین نفتی ایران در خلیج فارس را که تا آن روز از این شدت پیوستگی و هماهنگی منطقه ای برخوردار نبود آغازکرد. حملات طراحی شده از حیث تجهیزات و امکانات هر گونه عکس العمل هوائی، دریائی و سطحی ما را تقریبا در هم شکسته و در برخی از موارد ناکارآمد سازد.

علیرغم مقاومت مردانه و دلیرانه ارتش (هوائی و دریائی) سپاه ، نیروهای مردمی بسیج ، متخصصین و پرسنل زحمت کش شرکت نفت و سایر کارکنان ارگانهای مستقر در جزیره خارک، عراق توانست با سورتی پروازهای متعدد خارک را با برتری در این میدان نبرد در هم کوبد.

خارک زیر آتش حاصل از این حملات موثر می سوخت و آسمان شمال خلیج فارس را کدر و آه هر ایرانی عاشق وطن را در آورد. اخبار شعله ور شدن جنگ در دریا و وارد شدن خسارت سنگین به منابع و تاسیسات اقتصادی بخصوص صنعت نفت بد جور افکار همه مسئولان که تا آن روز بر جبهه های زمینی تسلط یافته بودیم در ایجاد یک راه کاری موثر و عملی با امکانات موجود در کشور بطورعمیق فرو برد.

من در آن روز بعنوان فرمانده محور یکی از جبهه های زمینی مشغول دفاع از وطن بودم که بوسیله پیکی از سوی فرمانده کل سپاه جناب محسن رضائی مبنی بر حضور در جلسه فرماندهی جنگ در قرارگاه خاتم (ص) فرا خوانده شدم.

معمول به این نوع جلسات که عموما مربوط به جبهه های زمینی و موضوع مربوط به منطقه مسئولیت می شد بارها فرا خوانده شده بودم ، اما این بار محور جلسه حول محور جنگ در خلیح فارس اعلام گردید.

جلسه در سنگر فرماندهی کل جنگ در قرارگاه خاتم (ص) به ریاست آقای رفسنجانی با شرکت نخبگان ،طراحان و فرماندهان عالی برگزاز شد. در این جلسه اقای رفسنجانی خیلی کوتاه، گویا، رسا و روشن بدون هیچ ملاحظه ای اصل مطلب و کلام را گفت و بر آن تاکید داشت که میبایست ارتش و سپاه در کوتاه ترین زمان ممکن ، با استفاده از تجهیزات و سلاح های موجود در مملکت و نیز نظر به تحریم فروش سلاح از سوی همه کشورهای حامی تجاوز عراق به ما، طرح و برنامه ای را ارائه دهند که در جنگ خلیج فارس ابتکار عمل از عراق گرفته و ضمن حل مشکل صادرات نفت که بسیار برای مملکت مهم و حیاتی است، بر دریا وخلیج فارس تسلط مقتدرانه داشته باشیم.

در بین نخبگان حاضر درجلسه من جوانترین و ار حیث مسئولیت کمترین بودم. اما از این بابت هیچ مشکل در خود به جهت ارائه یک راه کار موثر و کارا نمی دیدم ، با توجه به اینکه من بوشهری بودم و با دریا مانوس، از مدت ها قبل از تشکیل این نشست و تاکید فرمانده و رئیس جنگ، در افکار خود طرح های زیادی را سبک و سنگین کرده و به این باور که می توان با امکانات موجود و در اختیار، برتری نظامی را در خلیج فارس بر عراق و همه کشورهای حامی، تحمیل نمود یقین داشتم .

در جلسه کمسیون تخصصی که به لحاظ اهمیت به ریاست اقا محسن و با حضور نخبگان سپاه (فرمانده لشکر و تیپ ها) تشیکل شد، من دروقت و نوبت خود بدون ارائه طرحی، فرصتی را برای بررسی بیشتر و تشکیل یک گروه کاری به منظور بازدید از مناطق مختلف خلیج فارس و بخصوص جزیره خارک را درخواست کردم که موافقت حاصل گردید و زمان جهت جلسه و ارائه طرح معین گردید.

برای ارائه طرح خود فقط دو هفته فرصت داشتم، لذا بلادرنگ عازم محل های شدم که لازم بود در طرح عملیاتی خود بررسی عملیاتی و بازدید شود.

دوستان ناچارم از اینجا به بعد مسائل امنیتی را که هنوز دارای طبقه بندی میباشد در این روایت لحاظ کنم و سعی خواهم داشت جوری و شکلی قلم زنم که هم این مهم رعایت شده و هم به اصل داستان لطمه وارد نگردد.

نکته دوم اینکه بنا به ضرورت و نیاز جدی در دریا چندی قبل از این، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اقدام به تشکیل نیروئی دریایی نمود و در این راستا جذب نیرو و در شرایطی خاص کادر فوق را تحت آموزش فشرده دریائی قرار داده بود. مرکز و هسته صفی و عملیاتی این نیرو با توجه به شرایط ژوپولتیکی خلیج فارس بوشهر تعیین و اسقرار داده شده بود. این مهم ما را در جهت تسریع در انجام ماموریت پیش رو دلگرم و خوشحال کرد.

بعد از بازدید و بررسی عملیاتی از نقاط حساس و آسیب پذیر و نیر محل های آسیب دیده، طرح خود را با استفاده از کمترین و ساده ترین ادوات و ابزار جنگی آماده ارائه به ستاد فرماندهی کل جنگ نموده و در گزارشی حضوری به فرمانده کل سپاه آن را تشریح و اعلام داشتم بنا به دستور برای اجرا و عملیاتی شدن یکماه فرصت لازم دارم.

طرح من که در ۵۰ صفحه نگارش شده بود برای بررسی به نخبگان طراح حاضر در قرارگاه فرماندهی ارجاع شد و طولی نکشید که با کمترین ایراد و اشکال مورد تائید اولیه قرار گرفت و به من اعلام شد حضورا می بایست از طرح خود در حضور آقای رفسنجانی رئیس جنگ دفاع نموده در صورت تصویب، در کوتاه ترین زمان ممکن اجرائی کنم.

بلحاظ عدم دفاع قاطع به حملات بی امان و متوالی هوائی عراق به مواضع گسترش یافته در خلیج فارس روز به روز بر شدت این حملات افزوده شده و آتش جنگ نابرابر شعله ورتر می شد.

عراق توانست با هلیکوپترسوپر فرلون و استفاده از آسمان کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس حتی به سواحل بوشهر هم دست درازی کرده و نیروگاه اتمی بوشهر را از طریق دریا مورد تهدید جدی و در چندین نوبت با موشک مورد اصابت قرار دهد، علاوه بر آن مسیر عبور کشتی های نفتکش حامل نفت خام را که قصد عزیمت به تنگه از جزیره خارک داشتند توسط هواپیما مدرن خود مورد هجوم قرار داده، در هم کوبیده و منهدم نماید.

همه این برتری حتی با تجهیزات مدرن در اختیار توسط ارتش عراق میسر نبود و فقط با حمایت امریکا که تا آن روز پایگاههای متعددی را در برخی کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس ایجاد و در گستره این دریا حضور فیزیکی موثر بنفع عراق بخصوص در این هجوم گسترده و یک دست داشت، امکان پذیر می گشت.

قرار ارائه و دفاع ار طرح در محل دفتر ریاست مجلس شورای اسلامی در تهران تعیین گردید. آقا محسن فرمانده کل سپاه، حسین علائی فرمانده نیروی دریائی سپاه، حاج فتح اله محمدی فرمانده منطقه دوم نیروی دریائی سپاه و من در جلسه ای شرکت کردیم که که تعدادی زیادی از نیروی دریائی ارتش جهت دفاع و ارائه طرح خود به مانند ما حضور یافته بودند. با وارد شدن آقای رفسنجانی رئیس مجلس و جنگ، جلسه بلافاصله و بدون هیچ مقدمه ای شروع گردید.

بحث زیادی حول محور طرح هر دو نیرو (سپاه و ارتش) در جلسه باحضور نخبگان طراح دعوت شده ستاد فرماندهی کل قوا صورت گرفت که خوشبختانه طرح من به اتفاق آرا تصویب و فرصت حداکثر یکماه جهت اجرا و اقدام داده شد و آن طرح از همان جلسه اجازه گردش کار گرفت.

پس از تصویب طرح از طریق ستاد فرماندهی کل قوا، گروه تجهیزات در بوشهر مستقر و با نظارت من اقدام به ساخت شناور و نصب سلاح در نظر گرفته شده که در طرح منظور و لحاظ شده بود، کرد.

با همت دوستان همه چیز روی حساب و بر اساس جدول زمانبندی شده در طرح عالی پیش می رفت ، ساخت شناور و نصب سلاح مراحل پایانی خود را سپری می کرد، اما چیزی که افکار من را بخود معطوف و درگیر نموده بود نفراتی بود که می بایست با این شناور و سلاح در دل و عمق خلیج فارس بر دشمن تاخته، معادلات دنیا را به هم ریخته و در هم کوبند.

با توجه به شناخت کافی از بچه های رزمنده و دلاور بومی (بوشهری) و سبک – سنگین کردن تمامی جوانب کار  ۲۰نفر از لیست۵۰۰ نفری شیرمردان غیور و سلحشور حاضر در جبهه های زمینی که تا آن روز در سازمان رزم یگان های خط شکن مشغول نبرد و دفاع بی امان از کیان این آب و خاک بودند را فرا خوانده ، جهت این مهم توجیه نمودم.

روز به روز آتش جنگ در خلیج فارس شعله ور تر شده و عراق برتری خود را با استفاده از بلندگوهای متعدد بنگاههای شایعه پراکنی با آب و تاب خاص خود به دنیا منعکس می کرد. این عمل طراحی شده باعث شده بود که حلقه فشارهای اقتصادی ، سیاسی، نظامی و… بر کشور ما سایه سنگین انداخته به شکلی که بعضی از کشورهای کوچک حوزه جنوبی خلیج فارس که بخش قابل ملاحظه ای از هزینه های کلان جنگ عراق را متقبل شده بودند و تا آن روز از ترس قدرت خرد کننده نظامی ایران عزیز، جیکشان در نیامده بود برای ما شاخ و شونه کشیده و به آبهای سرزمینی ما دست اندازی و خودی نشان دهند.

گروه کوچک ما که تا آن روز در چشم و محاسبه هیچ تحلیل گر سیاسی و طراح نظامی عده و عددی و در یک بررسی مادی (و نه البته معنوی) قدرتی برایش منظور نبود، آماده رزم در دریائی شد که ناوگان امریکا و کشورهای هم پیمان در آن سیطره کامل یافته و نیروی هوائی عراق به پشتیانی امریکا درآن جولان می کرد.

جنگ نفتکش ها و شروع جنگ در خلیج فارس

وقتی توازن قوا در جبهه های زمینی رفته رفته به سود ما تغییر وضعیت داد، عراق جهت کم کردن این فشار جبهه دیگری در دریا بر روی ما گشود.

البته عراق از شروع جنگ بخصوص از سال ۶۱ آبراه و کانال ورودی (خور موسی) را توسط موشک های ساحل بدریا c 802 ساخت کشور چین از راس البیشه (فاو) مورد تهدید و هدف قرار داد و توانست کشتی های تجاری غول پیکر اقیانوس پیما را که حامل بار به بندر امام بودند غرق و این آبراه را ناامن بلکه مسدود نماید.

گورستانی از کشتی های منهدم شده مغروق در امتداد خور موسی وحشتی را در دل دریانوردان ایجاد کرده بود ، کمتر کشتی حاضر می شد حامل بار به بندر امام باشد.

به همین علت بندرفوق که تا آن روز بزرگترین بندر تجاری ما بود، نیمه تعطیل و از رونق خاص خود افتاد، البته بودند شرکت های کشتیرانی خارجی (گریک) که با دریافت حق و پول ویژه قبول خطر و ریسک کرده ، مبادرت به حمل بار میکرد.

در خصوص اسکررد و ایجاد پوشش سطحی و هوایی کاروان کشتی ها نیروی دریائی و هوائی ارتش، زحمت های فراوانی متحمل شدند و در این راه شهدای تقدیم نمودند، که خود داستان و روایت مفصل دارد.

اما چون من قصد روایت جنگ نفت کشها را دارم ازآن همه مردانگی و رشادت دلیر مردان ارتش، بناچار عبور کرده و به اصل ماجرا می پردازم.

برای وارد شدن به یک جنگ تمام عیار در دریا، عراق بسرعت توانست از کشور فرانسه ، شوروی و سایر کشورهای غربی هواپیمای میراژ۲۰۰۰ ، هواپیما سوپر اتاندارد ، هواپیما میگ با سطح ارتفاع پرواز ۷۵ هزار پا و نیز هلی کوپتر سوپرفلروند و سایر تجهیزات لازم و مناسب این میدان نبرد را فراهم و برای مختل کردن صنعت و صدور نفت ما، که کشور و جنگ با فروش آن اداره می شد پای کار بیاورد.

عراق دقیقا شاهرگ حیاتی ما را نشانه رفته بود ، و عجیب ما دراین معقوله آسیب پذیر می نمودیم.

این در حالی بود که کشور ما اصلا آمادگی برای چنین شرایطی را نداشت ، تمام نظر و افکار مسئولین جنگ معطوف به جبهه های زمینی و باز پس گیری مناطقی بود که هنوز ارتش عراق در تصرف و کنترل خود داشت.

آن روز تقریبا تمامی صدور نفت خام ما از پایانه جزیره خارک اسکله تی (T) کشتی های نقتکش با ظرفیت ناخالص تا ۲۵۰۰۰۰ تن و اسکله آذرپاد کشتی های نفتکش با ظرفیت ناخالص بالای ۲۵۰۰۰۰ تن پهلو گیری و مبادرت به بارگیری و انتقال این ماده حیاتی در اقتصاد می کردند.

اشکال عمده در صدور نفت این بود که درصد قابل ملاحظه ای از عملیات نگهداری در مخازن، بارگیری و انتقال از محل و جزیره ای انجام می شد که برای عراق با آن امکانات در اختیار، بسهولت قابل دسترسی و در هم کوبیدن بود.

متاسفانه نه تنها پایانه نفتی خارک بلکه این اوضاع و وضعیت شامل میادین نفتی ما که شامل میدان نفتی نوروز، ابوذر، سروش، فروزان، بحرگانسر، درود و … هم می شد.

همه چیز برای هجومی گسترده و بسیار آسیب پذیر آماده بود، مضافا به اینکه هیچ برنامه و تمهیداتی را در دکترین دفاعی خود جهت مقابله با این شرایط نداشتیم و همه مسئولین و فرمانده هان جنگ سرگرم جبهه های زمینی بودند.

تا آن روز من با تمام وجود مشغول نبردهای زمینی و انجام وظیفه دفاع در برابر ارتش مجهز رژیم حزب بحث بودم که اخبار هجومی سنگین ، یک دست و گسترده به منابع اقتصادی و نفت از طریق منابع مختلف خبری بخصوص رادیو B.B.C در تمام دنیا منتشر شد.

موضوع فوق العاده جدی و خطر بسیار مهلک بود، گسترش و ادامه هجوم گسترده و یکپارچه سطحی و هوائی به تمامی تا سیسات نفتی ما در خلیج فارس (شاهرگ اقتصاد) نظام و دفاع از کیان این مرز و بوم را با چالشی نو و به مراتب سخت تر از هر حادثه دیگر که تا آن روز اتفاق افتاده بود مواجه ساخت.

جلسات متعددی در سطح کلان مسئولان نظام به منظور رسیدن به یک راهکار مناسب برگزار گردید، اما هیچ یک ما را به یک عمل موثر و یا حداقل بازدارنده نمی رساند.

عراق خوب متوجه شده بود که ما توان برخورد قوی و پر قدرت با او در این میدان را نداریم و همین اشکال او را چنان مغرور کرده بود که برتری میدان عمل را با کمک بنگاه های خبری به عالم منعکس کند.

اداره کشور و باز پس گیری خاک میهن که هنوز بخش عظیمی از آن در تصرف و کنترل عراق بود، در یک وضعیت نابسامان اقتصادی امکان پذیر نبود. اداره کردن کشور و ادامه جنگ، پول می خواست که در این مهم دچار مشکل جدی شده بودیم.

در گام، اول عراق با موشک های ساحل به دریا C802 ساخت کشور چین از ساحل فاو میدان نفتی نوروز را که در برد آن موشک بود ویران ساخت ، شعله های حاصل از این هجوم موشکی و البته موثر در انجام انهدام هدف، تا کیلومترها در دریا مشهود بود.

با استفاده از امکانات کشورهای غربی و شوروی سابق، عراق وسعت میدان نبرد را تا جنوب بوشهر در حد فاصله نصف النهار ۵۲ درجه شرقی (منطقه عمومی راس المطاف) توسعه داد.

از شمالی ترین منطقه خلیج فارس در استان خوزستان و تا بندر دیر در استان بوشهر هر هدف کوچک و بزرگ برای هواپیما، هلیکوپتر و موشک های عراقی مورد هدف بود، منطقه برای همه نا امن شده بود ،هواپیما و هلکوپتر عراقی حتی به موتور لنج های بومی ماهیگیری هم رحم نمی کردند.

 

منبع مصاحبه و عکس : نسیم جنوب

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*